برای عملیات مخرب امروز نامی انتخاب نمودم که اسمش ...

جلوی ساختمان آن‌قدر شلوغ بود که حدوحساب نداشت، ازدحام جمعیت ازیک‌طرف و عجله و شتاب افراد از طرف دیگر باعث شده بود که هیچ صف ونوبتی هم وجود نداشته باشد. فقط آن‌کسانی که از بقیه زور بیشتری داشتند راحت‌تر و زودتر از درب ورودی ساختمان داخل می‌شدند.


خیلی از افراد هم دقیقاً از روی فضولی و کنجکاوی و یا نمی‌دانم اسمش را چه بگذارم، جلوی درب ساختمان توقف می‌کردند و بااینکه هیچ کار و ربطی به این ساختمان نداشتند، خیلی دوست داشتند بدون نوبت به داخل ساختمان بروند و سرکی بکشند.

صبوری این افراد تعجب‌برانگیز بود چون در آن‌همه شلوغی و سروصدا وله شدن دست‌وپا، هیچ‌کس ذره‌ای اعتراض نداشت و تازه همگی خوشحال و سرحال هم بودند.

هنوز یک نفر خارج نشده بود که با یک هجوم و قدرت یک یا چند نفر دیگر وارد می‌شدند و علت اصلی نبود نیرویی بانام نگهبان و انتظامات بود.

این شلوغی و همهمه و هجوم بیشتر به این خاطر بود که در ساعت باز شدن درب‌های ورودی این ساختمان هیچ حساب‌وکتابی وجود نداشت وگاهی اول صبح گاهی هم نزدیک ظهر و گاهی هم آخر شب و یا از نیمه‌شب گذشته درب‌ها باز می‌شد.

منبع : درمان و رهایی | یورش در ساختمان 3 طبقه
برچسب ها : ساختمان ,افراد